کتاب ارکان ایمان شیعی در 3 جلد
بازگشت به صفحه آثار مکتوب ⬅️
کتاب ارکان ایمان شیعی
جلد اول
هیچ بنای اصولی و محکمی، بدون دقت در پایهها و ارکان آن استوار نخواهد ماند و هیچ درخت شاداب و مثمر ثمری بدون ریشه سالمی که تغذیه کننده شاخهها و ساقههاست، پا بر جا نمیماند؛ لذا اگر معارف اسلامی را شامل عقاید، اخلاق و احکام بدانیم، گرچه تا احکام و عمل به فرامین اسلامی صورت نپذیرد، نتایج دینی برای فرد حاصل نمیشود و اگر اخلاق دینی در یک مسلمان نمودار نباشد، به هدف دین نائل نشده است؛ لکن پایه اصلی همه آنها مبانی اعتقادی، نحوه نگرش صحیح و جهانبینی درست و الهی آن فرد خواهد بود و بر همین مبنا اگر معارف دینی را به درختی تشبیه کنیم، ریشه آن مباحث اعتقادی، ساقه و شاخههای آن احکام عبادی و میوه و ثمره آن اخلاق میباشد.
مطالعه مقدمه جلد اول
جلد دوم
این مجلد از مجموعه «ارکان ایمان شیعی»، به مباحث مرتبط با نبوت و امامت در مبانی اعتقادی شیعه پرداخته است. شاید به اذهان برخی خطور کند که در جهان امروز چه نیازی به طرح این گونه مباحث وجود دارد؟ و آیا چنین مباحثی، برای حیات بشری و کمال انسانی نفعی به همراه خواهد داشت؟ برای دریافت پاسخ جامع و همچنین روشن شدن مطلب، باید شیوه صحیح حیات واقعی بشری و هدف درست انسانی را شناخت و هر امر و وسیلهای را در ارتباط با آن هدف در نظر گرفت…
مطالعه مقدمه جلد دوم
جلد سوم
از جمله نقشههای معاندین مکاتب توحیدی، شبهه پراکنی در مباحث مختلف مذهبی بوده و هست. گاهی در مبانی اعتقادی و پایههای فکری ایراد وارد کردهاند که وظیفه هر دیندار بامعرفتی، تحقیق و بررسی همه جانبه و دفع شبهات برای رسیدن به یقین است و گاهی نیز در فلسفه احکام یا مواردی از دستورات دینی اشکال نمودهاند که در این جلد به پارهای از آنها به مناسبت مباحث احکامی و اجتماعی پرداخته و پاسخ داده شده است.
مطالعه مقدمه جلد سوم
مقدمه جلد اول
از منظر قرآن کریم تفاوت بسیاری میان مؤمن و مسلِم وجود دارد؛ خداوند در آیه ۱۴ از سوره مبارکه حجرات به اعرابی که تنها شهادتین را بر زبان جاری نموده بودند و خود را مؤمن میپنداشتند میفرماید:
<قَالَتِ الْأَعْرَابُ ءَامَنَّا قُل لَّمْ تُؤْمِنُواْ وَ لَاکِن قُولُواْ أَسْلَمْنَا وَ لَمَّا یَدْخُلِ الْایمَانُ فىِ قُلُوبِکُمْ… >
اعراب (بادیهنشین) گفتند: «ایمان آوردهایم» بگو: «شما ایمان نیاوردهاید، ولى بگویید اسلام آوردهایم، اما هنوز ایمان وارد قلب شما نشده است…».
از طرفی خداوند ثمره گرفتن از اسلام، سعادت، هدایت و رستگاری قرآنی را از آنِ مؤمنین میداند و میفرماید: «قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ».
شیعه به پیروی از قرآن کریم و سنت نبوی، از طریق سیره علوی و تبعیت از اهل بیت(علیهم السلام) برای نیل به ایمان، مبانی و ارکان آن را مورد توجه قرار میدهد و معتقد است بدون پایهریزی درست و در صورت عدم توجه به اصول و مبادی ایمان، نیل بدان میسر نخواهد شد.
هیچ بنای اصولی و محکمی، بدون دقت در پایهها و ارکان آن استوار نخواهد ماند و هیچ درخت شاداب و مثمر ثمری بدون ریشه سالمی که تغذیه کننده شاخهها و ساقههاست، پا بر جا نمیماند؛ لذا اگر معارف اسلامی را شامل عقاید، اخلاق و احکام بدانیم، گرچه تا احکام و عمل به فرامین اسلامی صورت نپذیرد، نتایج دینی برای فرد حاصل نمیشود و اگر اخلاق دینی در یک مسلمان نمودار نباشد، به هدف دین نائل نشده است؛ لکن پایه اصلی همه آنها مبانی اعتقادی، نحوه نگرش صحیح و جهانبینی درست و الهی آن فرد خواهد بود و بر همین مبنا اگر معارف دینی را به درختی تشبیه کنیم، ریشه آن مباحث اعتقادی، ساقه و شاخههای آن احکام عبادی و میوه و ثمره آن اخلاق میباشد.
امیرالمؤمنین علی(ع) اهالی افراط و تفریط را جاهل برمیشمارند و میفرمایند:
لا تَرَی الجاهِلُ اِلّا مُفرِطاً اَوْ مُفَرِّطاً
نادان را نخواهی دید مگر افراطگر یا تفریطگر.
متأسفانه این نشانه جهل، به امر مهم و حیاتی تعقل و تفکر در مورد مبانی اعتقادی نیز راه یافته و حتی دامنگیر شیعیان و مدعیان پیروی از اهل بیت(علیهم السلام) گردیده است.
اگر پیروان ابوالحسن اشعری حُسن و قبح عقلی را منکر شدند و به بهانه قداست دینی و ارج نهادن به آن، تفکر و تعقل در اصول دین را نفی نمودند جای تعجب نیست؛ حیرتآور آنجاست که به نام شیعه و پیروی از خاندان عصمت و طهارت(علیهم السلام) گاه به نام اخباریون دخالت عقل در استنباط احکام و اجتهاد صحیح را نفی نموده؛ گاه به نام مکتب تفکیک تعقل در اصول دین و تحقیق صحیح و همه جانبه در امر تحقیقی عقاید را نادیده گرفتهاند و نیز گاهی در نقطه مقابل اینان تحت عنوان روشن فکری و اهمیت قائل شدن برای عقل، حد کارایی آن را نادیده گرفته، میان مستقلات و غیر مستقلات عقلیه تفاوت قائل نشده و برای عقل حق دخالت در جعل حکم و حتی توان جایگزینی وحی را قائل گردیدهاند.
گروهی به عقاید اهمیت نداده، تنها به ظواهر احکام دل خوش نمودهاند و گروهی به بهانه اهمیت دادن به عقاید، برای احکام ارزش و بهایی قائل نشدهاند. جمعی نیز به بهانه اهمیت داشتن اخلاق، به عقاید و احکام بیتوجه شده، خود را با بیان «دل باید پاک باشد» قانع ساخته و ارکان ایمان شیعی را نادیده گرفتهاند.
دقت در آیات و روایات و تعمق در قرآن و سنت معصومین(علیهم السلام) برای ما روشن میسازد مؤمن راستین کسی است که در مقام عقاید، باور و نگرش، اهل نظر و مستدل و در مقام عمل و گرایش، مجتهد یا مقلد و در موضع اخلاق و کشش، مقید به اخلاقیات باشد و مظهر کسانی گردد که قرآن کریم درباره آنها میفرماید:
<… الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ… >
… کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام دادهاند… .
اینجانب در طول این چند دهه که در داخل ایران و خارج از آن با اقشار مختلف دانشگاهی و غیر دانشگاهی جلسات و کلاسهای متعدد داشتهام، به وجود نیاز به تبیین این مبانی واقف گشتم و در حد بضاعت مزجات خویش، در قالب سخنرانی، کتاب و مقالات، بدانها پرداختم.
استقبال جوانان و احساس نیاز به یک مجموعه منظم و مکتوب در حوزه مبانی اعتقادی شیعی، برخی عزیزان را واداشت تا همت گماشته و آن مطالب پراکنده را در قالب سه جلد کتاب تنظیم نمایند. عمده مطالبی که در این مجموعه فراهم آمده، شکلی مکتوب از مجموعه سخنرانیهای حقیر در مرکز اسلامی اورنج کانتی میباشد؛ علاوه بر این، در راستای تلاش برای نظم بهتر مباحث، سه مقاله از مقالات چاپ شده اینجانب و خلاصهای از بحث توحید در کتاب اصول عقاید، به مطالب جلد اوّل افزوده شده است.
این مجموعه حاصل زحمات، تلاشهای بیدریغ و کوششهای صادقانه و عالمانه صدیق گرامی و دل سوخته مکتب اهل بیت(علیهم السلام) جناب آقای دکتر امید آهنچی و همچنین سرکار خانم مهندس لیدا حاجیبابا میباشد که امیدوارم خداوند به این عزیزان توفیقات روز افزون عنایت فرماید و این مختصر را به لطف و کرم خود پذیرا باشد.
محمد اسدی گرمارودی
جمعه ۲۷ ربیع الثانی ۱۴۳۷
مطابق با ۱۳۹۴/۱۰/۱۸
بازگشت به ابتدای صفحه
مقدمه جلد دوم
این مجلد از مجموعه «ارکان ایمان شیعی»، به مباحث مرتبط با نبوت و امامت در مبانی اعتقادی شیعه پرداخته است. شاید به اذهان برخی خطور کند که در جهان امروز چه نیازی به طرح این گونه مباحث وجود دارد؟ و آیا چنین مباحثی، برای حیات بشری و کمال انسانی نفعی به همراه خواهد داشت؟ برای دریافت پاسخ جامع و همچنین روشن شدن مطلب، باید شیوه صحیح حیات واقعی بشری و هدف درست انسانی را شناخت و هر امر و وسیلهای را در ارتباط با آن هدف در نظر گرفت. اگر ارزش انسان به شهوات و ارضای غرایز حیوانی او باشد و هدف از تمامی تلاشهایش، تأمین همین خواستهها باشد، قطعاً نیازی به طرح بحث نبوت و امامت در میان نخواهد بود؛ اما عقل و تجربه هر انسان بیغرضی درمییابد که مطلب چنین نیست.
وجدان انسانی، روان بشری و همچنین عقل و خرد هر فرد درک میکند، مییابد و فریاد برمیآورد که هدف از حیات انسان، چیزی برتر از ارضای شکم و شهوات اوست.
انسانی که به مقام ایثار میرسد، ارضای غرایز خود را فدای اهداف دیگری کرده است. از آنجا که «ادل دلیل بر امکان شیء وقوع آن است»، واقعیتهای اینچنینی در تمامی دوران و ادوار، دلیل روشنی بر این ادعاست تا آنجا که «ژرژ پلیتسر»، متفکر بزرگ مارکسیستی مجبور میشود در کتاب مهم خود با نام «اصول مقدماتی فلسفه»، جهت فرار از این واقعیت فصلی به نام ایـــده آلیــــسم اخــــلاقی بگشــــاید تا شـــاید بنبـــست فلسـفی خـــود در هستیشناسی انسان را حل نماید.
اگر حقیقت وجود انسان بُعد روحی و معنوی اوست؛ قطعاً حیات و تعالی آن نیز به تغذیه معنوی و هماهنگی با نظام عالم معنا بستگی خواهد داشت و اگر در جهانبینی توحیدی با ادله عقلی به اثبات رسید که جهان، خدا دارد و ذات اقدس الهی، برترین و کاملترین است؛ پس برای هدایت درست انسان، چه از نظر شناخت دقیق هــدف و چــه از نـظــر نحـوه حـرکـت صحیـح بـه سـوی آن هـدف، بـه هـدایـت خداوند نیازمندیم که خود میفرماید:
<… أَفَمَنْ یَهْدی إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یُتَّبَعَ أَمَّنْ لا یَهِدِّی إِلَّا أَنْ یُهْدى… >
… آیا کسى که هدایت به سوى حق مىکند براى پیروى شایستهتر است، یا آن کس که خود هدایت نمىشود مگر هدایتش کنند؟… .
خداوند در آیات بسیاری از قرآن کریم با بیان عباراتی چون «إِنَّ عَلَیْنا لَلْهُدى» ، «إِنَّا هَدَیْناهُ السَّبیلَ… » و «… کَتَبَ عَلى نَفْسِهِ الرَّحْمَهَ… » همین امر را توجه میدهد. از صفات کمالیه حضرت حق نیز که مطلق کمال است، همین معنا دریافت میشود؛ مبنی بر اینکه آن حضرت هادی است و هدایت او عالیترین هدایتها خواهد بود. از طرفی مسلّم و واضح است که تجلی هدایت الهی و اِعمال راهنماییهای خدایی با وجود راهنمایانی از سوی حضرت حق ممکن و میسر است که این راهنمایان تحت عناوین نبی و امام، به هدایت بشر میپردازند؛ لذا هر طالبِ کمال معنوی و هر عارف مقام الهی و هدایت ربوبی، نیازمند معرفت مقام نبوت و امامت میباشد و بر ماست که از درگاه حضرت حق چنین بطلبیم:
اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی نَفْسَکَ؛ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی نَفْسَکَ لَمْ أَعْرِفْ نَبِیَّکَ؛ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی رَسُولَکَ؛ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی رَسُولَکَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَکَ؛ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی حُجَّتَکَ؛ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دِینِی
بار خدایا، خویش را به من بشناسان. پس به درستى که تو اگر خویش را به من نشناسانى، پیغمبر تو را نشناسم. خداوندا، رسول خود را به من بشناسان، پس به درستى که تو اگر رسول خود را به من نشناسانى، حجّت تو را نشناسم. خداوندا، حجّت خود را به من بشناسان، پس به درستى که تو اگر حجّت خود را به من نشناسانى، از دین خویش گمراه مىشوم.
به امید معرفت صحیح اولیای الهی(علیهم السلام) و تبعیت تام از این بزرگواران.
محمد اسدی گرمارودی
بازگشت به ابتدای صفحه
مقدمه جلد سوم
همانگونه که در جلد نخست این مجموعه بیان شد، معارف دینی در مکتب اسلام و مذهب تشیع علاوه بر مباحث اعتقادی، مباحث احکامی را نیز در برمیگیرد. در این مکتب، با اعتقاد صحیح هدف شناخته میشود و با تعیین نحوه عمل صحیح، حرکت به سوی هدف ممکن و میسر میگردد؛ لذا عبادت و بندگی، به معنای انجام دستورات الهی، خود، کلاس تربیت دینی است که معتقدین به اسلام را به اهداف آیین اسلامی واصل میگرداند. اما عبادت مقبول هم به نحوه انجام آن بستگی دارد و هم به معرفت عابد و نحوه نگرش عبادتی وی. امام صادق(ع) در این زمینه میفرمایند:
إِنَّمَا الْأَعْمَالُ بِالنِّیَّاتِ
(ارزش) اعمال بسته به ارزش نیتهاست.
خداوند نیز در قرآن کریم با بیان عباراتی چون «وَ أَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى» و «وَ لِکُلٍّ دَرَجاتٌ مِمَّا عَمِلُوا وَ ما رَبُّکَ بِغافِلٍ عَمَّا یَعْمَلُونَ» ، علاوه بر آنکه نقش عمل را مشخص مینماید، ارزش عمل و نتیجهدهی صحیح آن را نیــز بـــه مـعــــرفـت درســت و نیـت سالــم وابـســتـه میگــردانـد. امـام صـــادق(ع) در حدیثی دیگر میفرمایند:
… النِّیَّهُ تَبْدُو مِنَ الْقَلْبِ عَلَى قَدْرِ صَفَاءِ الْمَعْرِفَهِ
… نیت به میزان خلوص (عاری از آلودگی بودن) معرفت، از قلب نشأت میگیرد.
بنابراین میتوان گفت که یکی از شرایط مهم ثمردهی عمل عبادی، تقویت معرفت دینی و به تعبیری دستیابی به بینش صحیح قبل از کوشش است.
از جمله نقشههای معاندین مکاتب توحیدی، شبهه پراکنی در مباحث مختلف مذهبی بوده و هست. گاهی در مبانی اعتقادی و پایههای فکری ایراد وارد کردهاند که وظیفه هر دیندار بامعرفتی، تحقیق و بررسی همه جانبه و دفع شبهات برای رسیدن به یقین است و گاهی نیز در فلسفه احکام یا مواردی از دستورات دینی اشکال نمودهاند که در این جلد به پارهای از آنها به مناسبت مباحث احکامی و اجتماعی پرداخته و پاسخ داده شده است.
حقیر مدعی نیست که تمامی شبهات را مطرح نموده یا برای هر شبههای پاسخی همه جانبه را بیان داشته؛ اما تلاش شده است تا با ذکر نمونههایی، مجموعهای گردآوری شود که هر محقق بیغرضی با مطالعه آن علاوه بر دریافت زمینه بحث، نحوه ایراد شبهات و پاسخ بدانها را بیابد.
امید است خداوند به ما قدرت درک صحیح حقایق و اجتناب از اغراض نفسانی و امراض شیطانی را عنایت فرماید تا با شناخت درست هدف و عمل صحیح در راستای آن، به جامعه ایدهال الهی نائل آییم.
محمد اسدی گرمارودی
بازگشت به ابتدای صفحه